من می گم سعید امامی
من می گم انصار
ومن بازم می گم ..................
واما نگفتم دختر خود فروش محله ما فاحشه نبود و نگفتم همین الان صدای گریه های یک مادر می اید
.و من نگفتم از دختران باکره ایی که سالها به جرم پاکدامنی به صلیب کشیده شدند
چون اینجا کسی ازسیاست خوشش نمی اید ..............ما را چه به چيزا.............
.........................................................................................................
.مامان بریم خرید
اخر این ماه عروسی پسر دایمه (پس برنامه ما تا اخر این ماه این است)(انتظار برای عروسی )
خوب بلدیم خودمان را سرگرم کنیم با این همه پوچی............................
و خوب بلدیم به گذشته خود ببالیم و ببالیم به ان روز که پادشاهمان شهرها را محاصره کرد و مردم ان شهرها برای حفظ ازادگی خویش زن وبچه و مرد........................................................................
همه با هم خودسوزی کردند....................................................................................................
و خوب بلدیم شاعر باشیم
من دوست دارم به اندازه قلبم
تو گل منی
اه عشق من بیا پرواز کنیم
و خوب بلدیم ادعا کنیم که اسلام برای ما و اعراب برادری اورد
اری برادر...............................................
شاید یک برادر ناتنی.................و همه ما ادعا می کنیم که بقیه فرق می کنیم
اه اي نيچه هاي زمانه اه اي ماركس ها اه اي فرويد ها و اه اي پدران من ( ها چيه پسرم.......... بابا با تو نبودم....)
و بر سر چهارراه سر صف نانواي بر سر فاحشگي وبر سر خدا دعوا داريم و ..........................................................................................................................
اي مردم شما را چه به ازادي شما را چه به دموكراسي ...................................................
ما را همين ديكتاتوري را بس............................................................................
شاید فردا جنگی شد لااقل بدانیم قاتل پسرانمان کیست.....
بدانيم كه همه ما مقصريم كه اكنون كودكي گرسنه است ................
شما هم بيايد مثل بقيه از فرق سر تا نوك پا غربي باشيد
...................................................................................................
........................................................................... اما ازاد مرد باشيد
البته من بهش گفتم هر چي تو بگي ..............................اخه اينا يه مشت دورغه
نه پسرم شما بي تجربه ايد ......
و شروع كرد گفت گفت تا از بز از گرگ از هويچ و از تفنگ و از جايي كه عمه ات رو بزور به من دادن
البته من بهش گفتم هر چي تو بگي ..............................اخه يه مشت دورغه
اخبار دم از پشت پرده 18 تير ميزد
منم مي خوام به شوهر عمه ام همه چيز رو بگم
اما شير مادرت به كسي نگي
نگي كه ما تو كوي دانشگاه به خاطر برق اب تلفن كثيفي اتاق ها و..... تظاهرات مي كنيم
نگي كه امسال زمستون يه هفته تو كوي بزن بزن پليس با دانشجو ها بود
ام...................................پس چرا انصار نيومد (اخه ما كه از دولت امام زمان كينه ايي نداريم)
الو...انصار كجايي ...............گوشي مشغوله ولي 18 تير اين اقاي انصار صد تا خط داشت كه همه وصل بودند
اون شبم تظاهرات بود مثل ساير شبا حدود صد نفر
بعدم ختم بخير شد ولي سردار قسم خورده بود كه بايد از اين دوم خردادي ها انتقام بگيره اخه........
اخه.........تو مملكت امام زمان تظاهرات ................كجايي كميته كه هر كس نفس مي كشيد سر شو مي بريدي ...........................................................................................................................
.................................................................والبته سردار گفت استغفروالله
سردار الو منم انصار امشب ....بيا يه دستي به سر روي اين كوي دانشگاه بكش
چشم امر ديگه ايي نيست .................................البته كه هست اونم به موقعش
و برادر انصار اومد با هزاران نفر با چاقو ساتور زنجير هفت تير............................يه چيزي جا موند
ام...............................................................
اره خودشه قمه........و از هر سو اومدند و با نداي يا حسين .
سقوط از طبقه سه اونم بي چتر نجات(همينكه خارجي ها مي گن ايرانيا عجيبن)
والبته هر كه را خواستند زدند و بردند و ................كشتند و رفتند ؟ كي نمي دونم
و بد ها انصار گفت كسي اگه عكس منو پاره كرد شما خودتون ناراحت نكنيد اگه ناراحتم شديد بابا حالا يه ذره كمتر نه ديگه اينجوري.........................................................................................................................
..........................و انگار نه انگار كه يه مادر داره واسه پسرش گريه مي كنه
.اره شوهر عمه اينا مي خواستن از دوم خرداد انتقام بگيرند از خاتمي و اون صبر كرد
...............................................................................................وچيزي نگفت تا سرداران هنوز نان روغني بخورن و بگن
از بز از گرگ از هويچ و از تفنگ و از جايي كه عمه ات رو بزور به من دادن
اسم ان مردسعيد امامي بود
او معاون وزارت اطلاعات بود
شايد متهم رديف اول قتل هاي زنجيره ايي......شايد
او متهم بود تنها در يك سال نود روشنفكر ليبرال سوسياليست ملي گراو حتي روشنفكر ديني را به قتل رسانده
و در محافل نيز مرتب با افتخار دم از اين قتل ها مي زده.
وزير اطلاعات ان زمان فلاحيان بود
او وقتي به مجلس مي امد هيچ احدي جرات نداشت كه بگويد...كه بگويد ..................زرشك
و سرانجام افشا گشت.
از بس قتل ها زياد از حد شده بود
...............................................................................و البته صداي مردم درامده بود
................كه بابا اين مملكت صاحب نداره.
سعيد امامي را به دادگاه احضار كردند.
و همه گناه ها رو به گردن ايشان انداختند.
و چند روز بعد به او سم خوراندند.
...........................................او مرد .و چند روز بعد زنش را بازداشت كردند .
و به او انگ فاحشگي زدند. و به او انگ فاحشگي زدند. و به او انگ فاحشگي زدند.
سعيدكليدي بود به سوي شاه كليد ها.حالا ديگر او مهره سوخته بود.
او قاتل بود و بايد به سزاي اعمالش مي رسيد. ساير قاتلين پرونده اما داراي مصونيت قانوني بودند زيرا با مرگ مهره سوخته .............اين پرونه مختومه اعلام شد
یه دختره فرشته کچل کشید
استاد قبول نکرد
مگه میشه فرشته ما بی زلف باشه.......................................چرا نشه؟
من میگم ...تو میگی.......من میگم ...تو میگی ...من میگم ...تو میگی....
و هی هی جر بحث یا همون.....کلنجار
استاد رفت یه کاری کرد ؟؟؟چی کار!!!
رفت یه کوچولو روسری دختره رو گرفت و یکی از موهای اونو کشید!!!!!!!!!!!!
و گفت خودت که کچل نیستی؟پس چرا شدی مدافع حقوق کچلان.
........................................همین....................................
البته که کار استاد اشتباه بود. اما استادی۸۰ ساله. تازه به ایران اماده .و دختری محجبه .که البته جای دختر نه جای نوه اون رو داره...........
اقا من تو شما وهمه برادران وخواهران بسیجی می دونستیم که اقا هیچ قصدی ندارشت. اره می دونستیم.ولی اون روز همه فریاد می زدید جهاد.نعره تعطیلی دانشگاه سر می کشیدید.و میگفتید دانشگاه باید سیاه بپوشد.
حالا بریم (زنجان)
ما از شرح این داستان خودداری می کنیم زیرا اوازه این فاجعه به گوش همه شما رسیده است
(نکته اینجاست که معلوم نیست که اقای مسئول به چند تا دختر که این همه خون برای انها دادیم تعرض کرده است)
و حالا خبری از جهاد نیست . و جهاد باید در زیر برگ های مصلحت پوشانده شود. اری اینچنین است برادر.
(این انتخابات کشور های غربی را انگشت به دهان و متحیر کرد)
البته در توضیح این مطلب عرض شود که من مادرم دوستان. اشنایان. کسبه. بازاریان. ادارات و کلیه مسولان لشکری وکشوری و همچنین یکی از دخترای دانشگاه تهران از این انتخابات همگی به اتفاق هم انگشت به دهان ماندیم
علی ابادی(نباید تیم پیروزی راپرسپولیس نامید زیرا کلمه پیروزی مردم را به یاد شعار استقلال پیروزی جمهوری اسلامی می اندازد )
البته در توضیح این مطلب عرض شود پس کو ازادی؟ کجا رفت؟لابد در پستوی خانه هاست
ایت الله حسنی(اگر شخص کافری را دیدیم باید اورا بسوزانیم اگر هم او را با گلوله مورد هدف قرار دادیم اشکالی ندارد)
البته در توضیح این مطلب عرض شود اگر هم جا خالی داد یا جلیقه ضد گلوله داشت به او بگویید پدر سگ گیرت میارم
ایت الله جنتی(حجاب در افزایش معدل دانشجویان تاثیر دارد)
البته در توضیح این مطلب عرض شودکه رئیس بسیج خواهران دانشگاه تهران تا کنون ۷ بار و به قولی ۹بار مشروط شده است ولی اخراج نمی گردد شاید او نیز انگشت به دهان مانده
ایت الله خز علی(اگر مومنین روز جمعه غسل ندهند مشگل کمبود گاز حل می گردد)
البته در توضیح این مطلب عرض شود که بنده بارها و بارها این جمله اخر را در ذهن خود تحلیل کردم ولی به نتیجه نرسیدم در صورت پیدا کردن هر گونه تحلیلی در این ضمینه ما را مطلع گردانید
اینجا تقلب ممنوعه.... هرگونه اعتراض = کمیته انضباطی
ناصر ۲ترم تعلیق. محسن درج در پرونده. مهدی تبرئه شد . میگن ممد رو بردن اوین
نبی شاید زنده باشد شاید مرده !!!ما از سرنوشت او خبری نداریم در صورت مشاهده به او بگویید مادرت هر روز برایت می گرید ...
اینجا محل تدریس کفر است .اینجا باید انقلاب فرهنگی شود . اینجا باید تبدیل به حوزه علمیه شود . اینجا نامی از فلانی نیست......
اینجا انها می گویند می گویند میبرند می کشند .اینجا ما باید سخن نگویم
سکوت .....سکوت.....س...شاید کودکی از سخن ما بی خواب شود... شاید پرنده ایی بی اشیان شود ..اینجا جرم این است ....ازادگی


